سوره سینما – ماه رمضان در بسیاری از کشورهای مسلمان به عنوان یکی از ماه های مبارک با ویژه برنامه های خاصی از جمله جنگ های شادی و جشن ها و برنامه های مناسبتی همراه است . در ایران نیز سال های سال است علاوه بر برنامه های آیتمی مانند جشن شب های رمضان و امثال آن ، سریال هایی نیز ساخته می شود.
این سریال ها در ابتدا کاملا در حال و هوای ماه رمضان ساخته می شد و همه افراد حاضر در سریال روزه بودند و ما شاهد صحنه هایی از افطاری دادن و سحری خوردن و مسجد رفتن و امثال این بودیم ، کم کم این المان ها کم رنگ تر شد تا جایی که دیگر به دلایل مختلف ضرورت تطبیق زمانی سریال ها با ماه مبارک از بین رفت و در دوره ای جای خود را به عناصر ماورایی داد به طوریکه حتما در یکی از سریال های این ماه ، حداقل یکی از شخصیت ها «شیطان» بود که در قالب انسانی تجلی پیدا کرده بود و ادامه ماجرا . خوشبختانه این سبک از سریال سازی که به دلیل عدم پرداخت مناسب ، بیشتر شبیه فکاهی شده بود ، خیلی زود از مد افتاد و دیگر دغدغه این را نداریم که در ببینیم در پایان سریال کدام شخصیت فرشته بوده و کدام شیطان !
الان سال هاست سریال های ماه مبارک رمضان ، هیچ نشانی از مناسبتی بودن ندارد و فقط یک تعداد سریال است که به بهانه کنداکتور هر ساله صدا و سیما ، در این برهه زمانی پخش می شود و لاغیر . سریال هایی که اتفاقا چون منتظر دریافت بودجه این ماه هستند و این بودجه معمولا در دقیقه ۹۰ تامین و تایید می شود ، همیشه در شرایط فوریتی و ضرب الاجل ساخته می شود و همین خود اولین دلیلی است که عیار این سریال ها را پایین می آورد.
از دیگر دلایلی که سر راه کیفیت سریال های ماه مبارک رمضان سنگ می اندازد ، محدودیت زمانی آنهاست که زمان کافی برای شرح و بسط و گره افکنی و گره گشایی را از تیم نویسنده و سازنده می گیرد . این محدودیت با احتساب کم کردن شب های قدر و احیای حضرت علی (ع) ، نهایتا به بیست و چند قسمت می رسد که برای سریال های غیر اپیزودی که موضوعی پیوسته دارد و نیاز به حداقل سه نقطه عطف دارد ، واقعا زمان کمی محسوب می شود .
باهم نگاهی کوتاه به سه سریال مطرح ماه رمضان ۹۸ می اندازیم که به ترتیب در ساعت های بین ۲۰:۳۰ تا ۲۲:۳۰ از شبکه های سه ، دو ، یک صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می شود .
«برادر جان»
شاید بشود پرطرفدارترین سریال این روزها را علیرغم همه ضعف ها و مشکلاتش همین «برادرجان» دانست . دلایل جذابیت آثار نعمتالله را در چند عامل میتوان خلاصه کرد؛ اول اینکه عموماً این نویسنده از طبقهای سخن میگوید که بخش عمدهای از مردم را تشکیل میدهد. در ضمن ادبیاتی که او در آثارش به کار میگیرد برای مخاطب جذابیتهای نوستالژیک ایجاد میکند، همان گونه که دیالوگهای برخی آثار همچون مرحوم علی حاتمی برای مخاطبان دوستداشتنی و ماندگار است. «زیر هشت»، «رستگاران»، «مادرانه»، «زیر پای مادر» و… نمونههایی روشن از آثار این نویسنده است. نکته دیگر اینکه در آثار نعمتالله درام بسیار قوی شکل میگیرد و عمده کاراکترها خوب پردازش میشوند. در فیلمنامههای او نقش منفی نه به ذات کاملاً سیاه است و نه نقش مثبت کاملاً سفید. برای مثال وقتی درباره چاووش در سریال برادر جان سخن میگوییم، رگههای مثبت بسیاری در او مشاهده میشود، حتی کاراکتر کریم بوستان با بازی علی نصیریان هم گرههای خاص خود را دارد.
بحث دیگری که درباره فیلمنامه این اثر باید مطرح کرد نحوه پیامرسانی آن است. حقالناس محور این قصه است. این موضوع شاید در فیلمها و سریالهای بسیاری دستمایه قرار گرفته باشد، اما عمدتاً شکلی شعاری و کلیشهای دارد، در حالی که در برادر جان این اتفاق رخ نمیدهد، زیرا فردی که حق دیگری را تضییع کرده است به گونهای برای خود توجیه دارد و سعی میکند گناهش را با نیکی به دیگران کمرنگ کند. این روش تا به حال کمتر در تلویزیون آزموده شده است.
فعلا این سریال دارد خوب پیش می رود و امیدواریم دچار شتابزدگی در آثار مناسبتی نشود، زیرا گروه همچنان مشغول فیلمبرداری قسمتهای پایانی است و همین امر ممکن است از کیفیت اثر بکاهد.
«دل دار»
همیشه یکی از جاذبه های این سریال های مناسبتی و موقتی ، بازیگران آن است که متاسفانه برادران محمودی در انتخاب بازیگران سریال «دل دار» دست به چند انتخاب تکراری زدهاند. محمدرضا غفاری که در سریال «سایهبان» یکی از نقشهای مهم سریال را بازی میکرد، در «دلدار» نیز نقش شخصیت اصلی را برعهده دارد. بازیگرانی مانند بهزاد فراهانی، علی اوسیوند، کمند امیر سلیمانی و رویا جاویدنیا نیز دیگر بازیگران «دلدار» هستند که در «سایهبان» هم حضور داشتند. برای بعضی از آنها، حتی نقشهای تکراری و مشابه با «سایهبان» انتخاب شده. مثلاً محمدرضا غفاری دوباره نقش جوانی مثبت را بازی میکند که درگیر یک ماجرای عشقی شده است. رویا جاویدنیا که در سریال «سایهبان» در نقش مادر «آرمان» پسر نسبتاً ثروتمند حضور داشت، در «دلدار» هم نقش مادر «رونا»، طرف ثروتمند این قصه عاشقانه را بازی میکند. علی اوسیوند در سریال «سایهبان» دغدغه بیکار نشدن کارگرهای کارگاه مبلسازیاش را داشت، در سریال «دلدار» هم صاحب یک فروشگاه مبل است و چنین دغدغهای دارد!
در این سریال هیچ اتفاق جدیدی نمی افتد و تقریبا ادامه «سایه بان» است . ماجرای تقابل عشق فقیر و ثروتمند، موضوعی است که مانند قصه «سایهبان» در سریال «دلدار» هم دیده میشود. «آرش» برنامهنویس بااستعدادی است که با موتور مسافرکشی میکند اما «رونا» دختر ثروتمندی است که با حمایت مالی پدرش، برای خود کسبوکاری راه انداخته است. در سریال «سایهبان» هم «آرمان» نسبت به «سارا» که خیاطی میکرد و برادرش که کارگر سادهای بود، وضع مالی بسیار بهتری داشت. در سریال دلدار تنها به جای عشق پسر ثروتمند به دختر فقیر، شاهد عشق دختر ثروتمند به پسر فقیر هستیم. اصل قضیه ثابت است.
این سریال که تا اینجای کار با محور اصلی عاشقی و ازدواج و طلاق و … پیش رفته ، کم کم در میانه راه دارد تغییر مسیر می دهد و با اضافه شدن چاشنی هیجان و مضامین پلیسی و جنایی ، شاید بتواند در نیمه دومش مخاطبان بیشتری را به خود جلب کند.
«از یادها رفته»
مجموعه «از یادها رفته» به تهیهکنندگی اکبر تحویلیان و کارگردانی بهرام بهرامیان مجموعه تاریخی است و زندگی دختری را در دهه بیست هجری شمسی به تصویر میکشد که پس از بازگشت به وطن به دلیل نداشتن شناخت از وضعیت کشور و آداب و رسوم دچار بحران میشود و با کشف حقیقت، سنتها و رفتارها به آرامش دست مییابد. این سریال به سراغ وقایع قصه زندگی خسرو و مهربانو میرود که به شکل یک رمان روایت میشود. همچنین قرار است به موضوعاتی تاریخی مثل کشف حجاب و کشت و تولید تریاک در این سریال پرداخته شود.
«از یادها رفته» پنجمین سریال بهرامیان است. کارگردانی که فعالیتش در تلویزیون را با «مشق عشق» در اوایل دهه ۸۰ شروع کرد. نکته جالب این سریال حضور رضا یزدانی به عنوان یکی از بازیگران اصلی آن است و نکته جالب تر درباره رضا یزدانی این است که هرجا علی اوجی هست، او هم حضور دارد و بالعکس. اوجی تهیهکننده آلبومهای موسیقی یزدانی است و چند سالی است که جلوی دوربین هم حضور دارد. اوجی حتی در سریال «تعطیلات رویایی» هم رضا یزدانی را با خود برد و آنجا هم یزدانی نقش خودش را بازی کرد. عجیب نیست که بدانیم در «از یادها رفته» هم علی اوجی حضور دارد.
هر چه در سریال جلوتر میرویم بیشتر از انتخاب یزدانی برای یک سریال ۵۰ قسمتی متعجب میشویم؛ لباس «مهرداد مستوفی» بوکسور بر تن یزدانی زار میزند. باید از کارگردان و تهیهکننده این سریال پرسید که آیا از ابتدا انتخاب اصلی و اولشان یزدانی بوده است یا محدودیت بودجه و مسائل مالی، آنها را به چنین انتخابی رسانده است؟
بازیهای این سریال یکدست نیست و انگار در این ارکستر هر بازیگر ساز خودش را میزند؛ گاه کوک و گاه ناکوک. قدیمیهایی مانند بیتا فرهی و حسین پاکدل و حبیب دهقاننسب، مطابق استانداردهای کاریشان ظاهر شدهاند و برخی دیگر نیز مانند علیرام نورایی، کامران تفتی و مهرداد ضیایی همچنان درگیر تکرار خودشان هستند. این ترکیب ناهمگون نوید یک سریال درخشان در حوزه بازیگری را نمیدهد.
ا موفقیت سریال نمایش خانگی «شهرزاد» و استفاده از کلیشه مثلث عشقی در این سریال، بار دیگر تهیهکنندگان تلویزیون و سینما را ترغیب کرد تا سراغ سریالهای تاریخی– عاشقانه بروند، هرچند «شهرزاد» هم در سری دوم و سومش نه طرفداران قبلیاش را داشت و نه قوت و قدرت سری اول را. با این همه صداوسیما احساس کرد که این مدل سریال بین مردم طرفدار دارد و پخش و موفقیت نسبی «بانوی عمارت» و شهرت بازیگرانش این فرضیه را بیشتر اثبات کرد و استفاده از الگوی عاشقانه ساختن که به خاطر موفقیتش در شبکه نمایش خانگی، گویا قرار است به رویه ساخت سریال در صداوسیما تبدیل شود.